blog.ir :: بلاگ
-
تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 12:26
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشن...
کتیبه
-
تاریخ: 1395/7/21 ساعت: 3:33
یا چرا من آدم کار فولتایم نیستم
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 12:03
مثلا برگردم و به جناب مدیرعامل که با همهی فهمیدگیاش اساسا در جهانی موازی با جهان من زیست میکند بگویم امروز صبح ارتباط با جهان دشوارتر از همیشه بود.. شدنی نبود.. این شد که نتوانستم ساعت هشت شرکت باشم؟ و این اتفاق نه یک بار که به کرات رخ دهد.
با سپاس از پدربزرگ ادی و دعا که نور و سرور به روحش ببارد
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 12:03
اگر روزی روزگاری یک همای فیلتردار در مسیر زندگیتان قرار گرفت، خدا از سر تقصیرات همه از جمله من بگذرد، ولی در کشیدنش یک لحظه هم درنگ نکنید. حتا اگر شما هم مثل من ادیکتد به این داستانها نیستید و ممکن است سه چهار ماه بگذرد و فقط یک بار هوس دود کنید. همای فیلتردار، حتا اگر چهل سال گوشهی یک خانهی قدیمی س...
صبح به فنا
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:56
موسیو جویس "سلیپ" مکس ریکتر گذاشته بود. فیروز را متوقف کردم، هدفون را از گوشم درآوردم و قدری از لعل پراکنده در هوا نوشیدم. دقایقی مانده به پیاده شدن پرسیدم: دوست داشتیدش؟ موسیو با آن صدای بم پخته منحصر به فرد و سبک حرف زدن منحصر به فردترش میگوید: "شاهکاره. و آوانگارد، شبیه هیچ موسیقی دیگهای نیس. شای...
نشستن بر سر دوراهی
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:56
حوصله ندارم که کسی بخواندم. دوست دارم در خلاء این حرفها را بنویسم و این کلمات جایی در همان خلاء معلق بمانند. از طرفی دلم نمیآید قید این تاریخ دوساله را بزنم. فکر کردم اگر آدرس اینجا را عوض کنم، به هر دو خواستهام میرسم. ولی ظاهرا ساختار "بیان" کاری به تغییر آدرس ندارد و مطالب جدید را با آدرس جدید به ...
غم پرستم؟ انکار نمیکنم
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:56
یخچال به مثابه ماوی، به مثابه پناهگاه. یخچال یک بار دیگر به نقش تاریخیاش در زندگی من برگشته است. سنگینم و باز و باز میخورم. دکمه احساس سیری و اساسا دکمه پاز خوردنم از کار افتاده است. خوراکیها طعم همیشگیشان را از دست دادهاند، ولی نمیتوانم دست از خوردنشان بردارم. در عرض دو هفته سه کیلوی ناقابل به خودم...
مهم اینه که ما صبرمون زیاده و ایمانمون زیاد
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:56
حنه من یه روز میام ازین فرودگاه لعنتی شهرمون برت میدارم ... گاهی فکر میکنم به مهد بگم اون روز رانندگی کنه چون اون روز مثل علی نصیریان تو بوی پیراهن یوسف احتمالا قدرت رانندگی رو نزدیک فرودگاه از دست بدم ... بعد دیگه نمیذارم برگردی ... اینو جدی میگم ... هر روز با ایمان برا اون لحظه دعا میکنم و برام مث...
سیر نمیشوم ز تو
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:56
Lumière du Silence.. Central Plateau | Iran | 2016
آوارهی آوارگی
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:56
تابستان بیست چهارده | مخیم شیخ عبدو | دوازده کیلومتری مرز سوریه ساعت دوازده ظهر به وقت بقرزلا که میشود، دروازههای آسمان را به رویم میگشایند و من سه ساعت تمام زیر بارش نگاههای فرزندانم میبالم و اوج میگیرم. گرچه پوسته جدی و سختم مانع میشود که بفهمند به اسارتشان درآمدهام. سختگیرترین معلم مرکزم و بچههای...
تلاقی
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:56
حدود بیست سالی ندیده بودمش. امروز در پیاده رو خیابان شریعتی از کنار هم رد شدیم. شاید اتفاقی نگاهمان به هم خورد. سرعتمان را کم کردیم و با آنکه میومیو به چشمم بود که یک عینک نسبتا بزرگ آفتابی است، زد عزیز گفت حنه..؟ و من گفتم زدِ عزیز..؟ و بعد در آغوش هم بودیم. یعنی یک ثانیه زد عزیز دستش را آمد که جلو...
با تیغ مدارا کنی و سنگ نباشی؟
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:56
برای کسانی که ارتباط با مداحیهای رایج این زمانه را دشوار مییابند، روزهای خیلی سختی در پیش است. اینکه برای دو ماه تقریبا از هر گوشه و کنار و رادیو و ضبط و تلویزیون و بلندگوی این مملکت به طرزی افراطی نوایی پخش شود که برایت خیلی اوقات شبیه به عربده و هوار، گاهی به نظر همراه با رنگی ریاکارانه و متاسفانه...
Toi qui Sait
-
تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 14:56
وقتی سالی همخانه اردنی میگیرد، از مجد زبان میآموزد، برایم موسیقی عربی میفرستد و به جای روال معمول ایرانیها در معاشرت با همدیگر با رفقای فلسطینی مجد آمد و شد دارد. وقتی من با سروکله زدن با نازنینیهای زبان فرانسه دست و پنجهام را صفا میدهم، خودم را با Avec le Temps دالیدا خفه میکنم و اتمسفر و استیل فرا...