خرید بک لینک
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشنواره ملی رسانههای دیجیتال دارنده نشان بلورین از جشنواره رسانههای دیجیتال آموزش سادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما زمانی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 12:26

مثلا برگردم و به جناب مدیرعامل که با همهی فهمیدگیاش اساسا در جهانی موازی با جهان من زیست میکند بگویم امروز صبح ارتباط با جهان دشوارتر از همیشه بود.. شدنی نبود.. این شد که نتوانستم ساعت هشت شرکت باشم؟ و این اتفاق نه یک بار که به کرات رخ دهد.

برچسب: خدايا چرا من,یا چرا اصلا من عصبانی باشم,خدایا پس چرا من, نویسنده: نیما زمانی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 12:03

اگر روزی روزگاری یک همای فیلتردار در مسیر زندگیتان قرار گرفت، خدا از سر تقصیرات همه از جمله من بگذرد، ولی در کشیدنش یک لحظه هم درنگ نکنید. حتا اگر شما هم مثل من ادیکتد به این داستانها نیستید و ممکن است سه چهار ماه بگذرد و فقط یک بار هوس دود کنید. همای فیلتردار، حتا اگر چهل سال گوشهی یک خانهی قدیمی سکوت خورده باشد، با همه تجارب قبلی در مواجهه با پدیدهی دخان متفاوت است. به کلی متفاوت است. ادامه مطلب

برچسب: با سپاس از توجه شما,با سپاس از حسن توجه شما,با سپاس از,با سپاس از سه وجود مقدس,با تشکر از شما meaning,با تشکر از شما translate,با تشکر از همه,با تشکر از شما عزیز,با تشکر از توجه شما,با تشکر از شما, نویسنده: نیما زمانی تاريخ: دوشنبه 19 مهر 1395 ساعت: 12:03

موسیو جویس "سلیپ" مکس ریکتر گذاشته بود. فیروز را متوقف کردم، هدفون را از گوشم درآوردم و قدری از لعل پراکنده در هوا نوشیدم. دقایقی مانده به پیاده شدن پرسیدم: دوست داشتیدش؟ موسیو با آن صدای بم پخته منحصر به فرد و سبک حرف زدن منحصر به فردترش میگوید: "شاهکاره. و آوانگارد، شبیه هیچ موسیقی دیگهای نیس. شاید شبیه نقاشیهای دالی. از اولین نتها آدمو میگیره، تا بعد که بالا میبره. میتونم بگم یک گام جلوتر از موسیقی کلاسیک." این حرف برای من که چهارده سالیست گاه به گاه این مسیر را با تاکسی موسیو پیمودهام و تقریبا همیشه موسیقی کلاسیک از ضبط و احوالش شنیدهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما زمانی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 14:56

حوصله ندارم که کسی بخواندم. دوست دارم در خلاء این حرفها را بنویسم و این کلمات جایی در همان خلاء معلق بمانند. از طرفی دلم نمیآید قید این تاریخ دوساله را بزنم. فکر کردم اگر آدرس اینجا را عوض کنم، به هر دو خواستهام میرسم. ولی ظاهرا ساختار "بیان" کاری به تغییر آدرس ندارد و مطالب جدید را با آدرس جدید به استحضار خوانندگان میرساند. نمیدانم باید چه کنم. همان داستان یک دل و دو دلبر همیشگی. نابودگر درون میگوید دکمه حذف سایت را بزن و خلاص. دستم نمیرود. ادامه مطلب

برچسب: نشستن ملائک بر سر کعبه,تعبیر خواب نشستن بر سر قبر, نویسنده: نیما زمانی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 14:56

یخچال به مثابه ماوی، به مثابه پناهگاه. یخچال یک بار دیگر به نقش تاریخیاش در زندگی من برگشته است. سنگینم و باز و باز میخورم. دکمه احساس سیری و اساسا دکمه پاز خوردنم از کار افتاده است. خوراکیها طعم همیشگیشان را از دست دادهاند، ولی نمیتوانم دست از خوردنشان بردارم. در عرض دو هفته سه کیلوی ناقابل به خودم الحاق کردهام و البته چندان باکیم نیست. بخشی از ذهنم دچار این خطاست که خوردن چالهها را پر میکند. سعیام در اصلاحش بیفایده است. زورم ناچیز است. شاید هم که اصلا من اشتباه کنم. شاید لازم است وقتی جان سنگین است، جسم هم سنگین باشد. مگر لذتی بالاتر ازادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما زمانی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 14:56

حنه من یه روز میام ازین فرودگاه لعنتی شهرمون برت میدارم ... گاهی فکر میکنم به مهد بگم اون روز رانندگی کنه چون اون روز مثل علی نصیریان تو بوی پیراهن یوسف احتمالا قدرت رانندگی رو نزدیک فرودگاه از دست بدم ... بعد دیگه نمیذارم برگردی ... اینو جدی میگم ... هر روز با ایمان برا اون لحظه دعا میکنم و برام مثل روز روشنه که میای. سالی | بیست و هشتم اوتادامه مطلب

برچسب: مهم اینه که تو کنارمی,مهم اینه که,مهم اینه که دلت پاک باشه,مهم اینه که تو شدی گلم,مهم اینه که من منم,مهم اینه که دوست دارم,مهم اینه که عشقمی,مهم اینه که دوستت دارم,مهم اینه که پیشمی,آهنگ مهم اینه که تو کنارمی, نویسنده: نیما زمانی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 14:56

تابستان بیست چهارده | مخیم شیخ عبدو | دوازده کیلومتری مرز سوریه ساعت دوازده ظهر به وقت بقرزلا که میشود، دروازههای آسمان را به رویم میگشایند و من سه ساعت تمام زیر بارش نگاههای فرزندانم میبالم و اوج میگیرم. گرچه پوسته جدی و سختم مانع میشود که بفهمند به اسارتشان درآمدهام. سختگیرترین معلم مرکزم و بچههای کلاسهای دیگر هم دورادور از من پروا دارند. فرقی نمیکند که بعضیهاشان اعضای خانوادهشان را از دست دادهاند یا اینکه خانه زندگی تقریبا همگیشان در جنگ داخلی به کلی نابود شده، دیسیپلین کلاس باید برقرار بماند. تخسها هم حتا از من حسابادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما زمانی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 14:56

حدود بیست سالی ندیده بودمش. امروز در پیاده رو خیابان شریعتی از کنار هم رد شدیم. شاید اتفاقی نگاهمان به هم خورد. سرعتمان را کم کردیم و با آنکه میومیو به چشمم بود که یک عینک نسبتا بزرگ آفتابی است، زد عزیز گفت حنه..؟ و من گفتم زدِ عزیز..؟ و بعد در آغوش هم بودیم. یعنی یک ثانیه زد عزیز دستش را آمد که جلو بیاورد. من اعتنا نکردم و بغلش کردم. بعد دو سه جمله معمولی و خداحافظی، چون از قضا هردومان دیرمان شده بود. همه چیز خیلی عجیب و همزمان خیلی عادی بود. هیچ جیغ جیغی مبادله نشد و هیچ گزاره متافیزیکی خرج قصه نشد. ولی انگار همزمان حس میکردیم که این اتفاق، خیلی هم ادامه مطلب

برچسب: تلاقی,تلاقی دو دریا,تلاقی دو نگاه,تلاقی برگشتی,تلاقی دو اقیانوس,تلاقی یعنی,تلاقی نگاه,تلاقی یعنی چه,تلاقی جمهوریت و مشروطیت,تلاقی معنی, نویسنده: نیما زمانی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 14:56

برای کسانی که ارتباط با مداحیهای رایج این زمانه را دشوار مییابند، روزهای خیلی سختی در پیش است. اینکه برای دو ماه تقریبا از هر گوشه و کنار و رادیو و ضبط و تلویزیون و بلندگوی این مملکت به طرزی افراطی نوایی پخش شود که برایت خیلی اوقات شبیه به عربده و هوار، گاهی به نظر همراه با رنگی ریاکارانه و متاسفانه اغلب خالی از سوز و دور از ادب باشد، هیچ آسان نیست. نمیدانم، شاید مشکل از من است اما این حجم از چنین صداهایی من را سنگ میکند و تکرارش در این روزها مثل پتکی میماند که به این سنگ بکوبند. برای من و احتمالا کسان دیگری که قدری از نوحهخوانیهای آرام و متادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیما زمانی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 14:56

وقتی سالی همخانه اردنی میگیرد، از مجد زبان میآموزد، برایم موسیقی عربی میفرستد و به جای روال معمول ایرانیها در معاشرت با همدیگر با رفقای فلسطینی مجد آمد و شد دارد. وقتی من با سروکله زدن با نازنینیهای زبان فرانسه دست و پنجهام را صفا میدهم، خودم را با Avec le Temps دالیدا خفه میکنم و اتمسفر و استیل فرانسوی مَ پخوف نغمه میتواند خوشخوشان به خانه برم گرداندم، یعنی ما رو به سوی هم داریم. یعنی شب سالی روز من نیست، و روزش شب من، نه. یعنی بین ما نه سه قاره و نیم و چند اقیانوس بیانتها، که فقط تار مویی جدایی افتاده است.ادامه مطلب

برچسب: toi qui sait,toi qui sait ou toi qui sais,toi qui sait ou sais,toi qui sait faire la cuisine,apres toi qui sait marie laforet,o seigneur toi qui sait pardoer,oh seigneur toi qui sait pardoer,oh papa toi qui sait tout,dis moi toi qui sait tout,y a que toi qui sait, نویسنده: نیما زمانی تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 14:56

صفحه بندی